خوشا دردی که درمانش تو باشی
خوشا دردی که درمانش تو باشی خوشا راهی که پایانش تو باشی
« فخر الدّین عراقی »
در گذشته که مراکز درمانی در روستاها وجود نداشت ، بسیاری از دردها را به صورت تجربی درمان می کردند . بسیاری اوقات درمان تجربی آن ها بر داروهای شیمیایی غلبه داشت . در این جا به نمونه هایی از این درمان های تجربی که در گل افشان نیز صورت می گرفت ، اشاره می کنم :
1 – برای درمان گلو درد های حاصل از سردی هوا برنج و سبوس گرم را در دستمالی می پیچیدند و بر گلو می بستند .
2 – برای رفع اضطراب های ناشی از ترس و وحشت ، یک لیوان آب را می گرفتند و دستگیره و قفل و زنجیر در را در لیوان می چرخاندند و به شخص می خوراندند .
3 – اگر در جنگل با داس و تبر قسمتی از بدن را زخمی می کردند ، برای جلوگیری از خونریزی می گفتند : ادرار را بر محلّ زخم بمالید تا خون بایستد . شیرۀ درخت توت نیز برای جلوگیری از خون ریزی مفید بود .
4 – کوکنار و گردو را با هم می ساییدند . مخلوط آن ها در درمان اسهال مفید بود .
5 – برای کاهش تب ، برگ درخت بید را بر روی شکم بیمار می بستند . این امر برای کاهش تب مفید بود .
6 – برای درمان کمر درد پِهِن اسب را در داخل پارچه ای می گذاشتند و بر کمر می بستند .
7 – برای درمان سرخجه ، بیمار را از شکاف زیر درخت گردو عبور می دادند .
8 – برای درمان قولنج ، با استکان بر روی پشت بیمار به اصطلاح مازندرانی ها گیزه می زدند .
در گذشته شخصی در گل افشان زندگی می کرد به نام روانشاد رمضان رسولی ( پدر حاجی سبز علی رسولی ) که حدود سال 1338 شمسی به رحمت خدا رفت . روانشاد رمضان رسولی در گل افشان به دلیل پیر مرد منشی که در فیصله دادن به اختلافات داشت ، به « رمضان پیر مرد » معروف بود . رمضان پیر مرد در درمان بسیاری از امراض تجربه داشت که من در این جا به دو مورد آن اشاره می کنم :
1 – کودکی در گل افشان مسموم شده بود و حالش وخیم گشت . رفتند ، رمضان پیر مرد را آوردند . رمضان پیرمرد آمد و گفت : بروید سبدی بیاورید و با طناب ، تاب بلندی بسازید . کودک را درون سبد گذاشتند ؛ سر سبد را بستند و او را بر تاب سوار کردند ؛ آن گاه کودک را تاب دادن گرفتند . آن قدر او را تاب دادند که حالت تهوّع به کودک دست داد . بدین طریق تمام سم از بدن کودک خارج شد و جان دوباره یافت .
2 – استخوان ناحیۀ لگن یکی از قادیکلایی ها در رفته بود . قادیکلایی ها به دنبال رمضان پیرمرد آمدند . رمضان پیرمرد دستور داده بود که به گاوی نمک بخورانند و گاو را در طویله یک شب ببندند و آبی به آن ننوشانند . فردا گاو را از طویله بیرون آوردند و شخص بیمار را بر روی گاو سوار کردند و پاهایش را بستند . ظرف بزرگی از آب را در پیش گاو آوردند . گاو شروع به نوشیدن آب کرد . وقتی شکم گاو از آب پُر می شد ، کم کم استخوان های لگن در رفتۀ بیمار جا رفت . این شیوۀ درمان سابقۀ هزار ساله دارد و آن را به شیخ الرئیس ابو علی سینا حکیم معروف ایرانی نسبت می دهند .
گل افشان، زادگاه من،روستایی است در بخش مرکزی شهرستان قائم شهر(استان مازندران )